شاکی محترم سلام درسته من متهمم
برای متهم شدن پیش تو من خیلی کمم
چه ذوقی کردم شنیدم گفتی شکایت می کنی
اما دلم گرفت که گفتی: منو اذیت می کنی
من تو رو اذیت می کنم؟ منی که می میرم برات
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات
تو حکم من نوشته بود طبق مواد یک و بیست
تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست
معلومه عاقلانه نیست. عاشق که عاقل نمی شه
ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه
شاکی محترم گلم بگو که زندونیم کنن
بگو پیش پای چشات یک شبه قربونیم کنن
بگو به افتخار تو بیان منو دار بزنن
علت دیوونگیمو تو کوچه ها جار بزنن
خلاصه که شاکی ماه .صاحب پرونده من
خاطره گذشته هام .مالک آینده من
متهمت قصدی نداشت عاشقیشو به دل نگیر
فقط اونو قبول بکن به چشم مجرمی اسیر
اینجا وکیلی نمی یاد که بگه من جنون دارم
چون اگه آزادم کنن باز سر تو درد می یارم
شاکی نازنین من مزاحمت شدم ببخش
مثل تموم لحظه ها بتاب و آروم بدرخش
متهمت قول می ده که دیگه به تو نامه نده
درسته دیوونس ولی موندن رو قول رو بلده
فکر نکنی نامه من شده مثل دفاعیه
شاکی گل نشون ندی این مدرکو به قاضیه
نشون بدی اونم می گه به خاطر درد جنون
متهمت گناه داره بگذر از اتهام اون
راحت شدی از دست من با شعر و عشق و التماس
نمی گم اما نمی یام بیرون از این رخت و لباس
یادت باشه که لحظه صدور حکم تو محکمه
دلت نسوزه نگذری از تقصیر متهمه
شاکی هیچ کسی نشو فقط اینو ازت می خوام
فدای شاکی گل و جرم جنون و اتهام
متهم هر چی ردیف. ردیف پنج و دو و سه
نمی ذارم تو عاشقی کسی به گردم برسه